روزلاگ

آواز همای در سوگ استادش فریدون پوررضا 

بلاگ‌نوشت در دوئچه‌وله ۲۰۱۲
از ۹۰ تا ۹۱

باید اعتراف کنم که سال ۹۰ برای من سال خوبی بود. حداقل خیلی خوب تموم شد. و این شانس رو به من داد تا سال نو رو بی دغدغه‌تر شروع کنم. خدا رو از این بابت خیلی شاکرم. امیدوارم که سال ۹۱ هم در ادامه‌ی همین موفقیت‌ها باشه. نه فقط برای من که برای همه‌ی ما.

نوروزتون پیروز …

زمستان…

نمی‌دونم شاید حافظه‌ام خوب یاری نمی‌کنه، اما به هر حال زمستونی به این اندازه پر بارش رو به یاد ندارم !

البته هنوز زمستان ۸۳ رو از یاد نبرده‌ام. اما امسال واقعاً زمستون زمستونی کرده! روزهای برفی زیادی داشتیم، و برف هم همیشه زیبا بوده، بدون اینکه اذیت کرده باشه.

فقط کاش بچه بودیم تا از این روزهای برفی لذت بیشتری می‌بردیم…

این روزهای امتحان

روزهای امتحان پایان ترم رو می گذرانم. چند روز رو مرخصی گرفته‌ام تا شاید بهانه‌ای باشه برای درس خوندن دقیقه‌ی نودی، به این امید که این ترم، ترم آخرم بشه!

درس خوندن رو دوست دارم. اما این کار نیاز به یه زندگی آروم و بی‌دغدغه داره که فکر نکنم حالا حالاها بتونم تجربه‌ش کنم. پس فعلاً مجبورم مثل همه‌ی کارهای دیگه به همین روش کج‌دار و مریز، اوضاع رو پیش ببرم!

فال شب یلدا

ﺯﻟﻒ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﻭ ﺧﻮﯼ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﻟﺐ ﻭ ﻣﺴﺖ

پیرﻫﻦ ﭼﺎﮎ ﻭ ﻏﺰﻟﺨﻮﺍﻥ ﻭ ﺻﺮﺍﺣﯽ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ

ﻧﺮﮔﺴﺶ ﻋﺮﺑﺪﻩ ﺟﻮﯼ ﻭ ﻟﺒﺶ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﮐﻨﺎن

ﻧﯿﻤﺸﺐ ﻣﺴﺖ ﺑﻪ ﺑﺎﻟﯿﻦ ﻣﻦ ﺁﻣﺪ ﺑﻨﺸﺴﺖ 


بیائید در محرم زنجیر نزنیم، اما زنجیر از پای آزادمردی باز کنیم.
سینه نزنیم اما سینه‌ی دردمندی را از غم و آه پاک کنیم.
اشک نریزیم اما اشک از چهره‌ی مظلومی پاک کنیم.
آن وقت با افتخار بگوئیم: یــا حـسـیـن !
به یاد دوست خوبم، فرشاد قربانپور، که به جرم عقایدش به زندان رفت …

بیائید در محرم زنجیر نزنیم، اما زنجیر از پای آزادمردی باز کنیم.

سینه نزنیم اما سینه‌ی دردمندی را از غم و آه پاک کنیم.

اشک نریزیم اما اشک از چهره‌ی مظلومی پاک کنیم.

آن وقت با افتخار بگوئیم: یــا حـسـیـن !

به یاد دوست خوبم، فرشاد قربانپور، که به جرم عقایدش به زندان رفت …

مهمان‌نوازی ؟!

تصور کنید که عده‌ای در خانه‌ی شما مهمان هستند. بعد از مدتی به هر دلیلی بین شما و مهمانان‌تان شکر آب می‌شود. آیا شما این اجازه را به خود می‌دهید که به اتاقی که در اختیارشان هست یورش ببرید و اسباب‌های‌شان را تصرف کنید و به ایشان بی احترامی کنید؟!

سفارت‌خانه‌ها به عقیده‌ی من همچون اتاق‌هایی هستند که در اختیار مهمان‌ها قرار داده‌ایم. مسلماً زور ما در خانه‌ی خودمان می‌چربد. اما شکی نیست که هجوم بردن به اتاق مهمانان کار شرافتمندانه‌ای نیست و دور از عقل سلیم و انسانیت است.